أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

72

آثار الباقيه ( فارسى )

نزديكتر است و شرف مشترى كه داراى اعتدال مزاج است در اين است « 1 » و تا حرارت معتدله در رطوبت عمل نكند نشوء ممكن نمىشود . برخى گفته‌اند از اين جهت سرطان را طالع عالم خواندند كه به طلوع آن طلوع طبايع چهارگانه تمام شد و به تمام آن نشوء تمام گشت و امثال اين تشبيهات . فارسيان گفته‌اند كه چون زرتشت آمد و سالها را به ماههايى كه از اين چهاريك‌ها درست شده بود كبيسه كرد زمان به نخستين حال خود گشت و زرتشت ايشان را امر كرد كه پس از او نيز چنين كنند و آن ماه را كه كبيسه مىشود به نام ديگرى جداگانه نخوانند و اسم ماهى را هم تكرار نكنند و فارسيان فرموده او را نوبتها و دفعاتى پىدرپى به كار بستند و هر وقت كه موقع كبيسه مىشد از اشتباه اين امر مىترسيدند پس پنج روز را نقل ميدادند و در آخر شهرى كه نوبت كبيسه بدان رسيده مىگذاشتند و از براى جلالت اين امر و عموم منفعت آن براى خاص و عام و رعيت و پادشاه و حكمتى كه در اين كبيسه است و اعمالى كه بايد در چنين ماهى كنند اگر وقت كبيسه مملكت مغشوش بود از انجام آن صرف‌نظر مىكردند و مىگذاشتند كه تا دو ماه تمام شود و يكباره دو ماه را در دفعه دوم كبيسه مىكردند و يا كبيسه را پيش مىانداختند چنان كه در زمان يزدگرد بن شاهپور چنين كردند و آن آخرين كبيسه‌اى بود كه در دولت فارسيان انجام گرفت و متولى اين كار يكى از وزراء بود كه او را يزدگرد هزارى مىگفتند و هزار دهكده‌ايست كه از توابع اصطخر فارس محسوب است و اين وزير منسوب بدانجا بود و در آنوقت نوبت كبيسه به آبان‌ماه رسيد بود و اندرگاه را به آخر آن ملحق كردند و چون امر كبيسه اهمال شد در همين آبان بماند .

--> ( 1 ) - منجمان براى هريك از كواكب شرف و هبوطى قائل بودند و ميگفتند شرف مشترى در پانزدهمين درجه سرطان است و هريك از ستارگان را مزاجى خاص است و گفته‌اند مزاج مشترى و زهره گرم و به اعتدال نزديك‌تر است و اكنون دانسته شد كه معناى اين جمله تا حرارت معتدله در رطوبت عمل نكند چيست .